پسر جوانی که برای پرداخت دیه ۳ میلیارد تومانی برادرزادهاش که چند سال پیش مرتکب قتل شدهبود و پس از بخشش اولیایدم باید دیه پرداخت میکرد، وارد باند موبایلقاپی شد، اما در نخستین سرقت خود و پیش از آنکه نقشهاش عملی شود، با هوشیاری پلیس در یکی از خیابانهای تهران دستگیر شد. این متهم نهتنها نتوانست قاتل را از زندان نجات دهد، بلکه خودش نیز گرفتار قانون و روانه زندان شد. جوان آنلاین: چند روز پیش، در یکی از خیابانهای غرب تهران، مأموران گشت پلیس حین گشتزنی شاهد فریادهای کمکخواهی رانندهای بودند که از داخل خودروی خود فریاد میزد «آی دزد!» و تلاش میکرد سارق را متوقف کند. در این حادثه، یک پسر جوان در حال سرقت موبایل از رانندهای بود که پشت چراغ قرمز توقف کردهبود و راننده هم به شدت تلاش میکرد گوشیاش را پس بگیرد.
درگیری میان سارق و مالباخته
درگیری سارق و مالباخته ادامه داشت و مأموران با دیدن این صحنه به سرعت وارد عمل شدند، اما قبل از رسیدن مأموران، سارق گوشی را قاپید و راننده را زمین زد و به سمت راننده موتورسیکلتی رفت که در آن نزدیکی آماده حرکت بود. مأموران حین تعقیب و گریز دستور ایست دادند و در حالی که سارق قصد داشت سوار موتورسیکلت همدست خود شود، تعادلش را از دست داد و پایش به جدول خیابان گیر کرد و به زمین افتاد. همین لحظه راننده موتورسیکلت که منتظر همدستش بود، پس از دیدن گرفتار شدن او، تصمیم به فرار گرفت و سارق را تنها در خیابان رها کرد. در نتیجه، سارق که هنوز گوشی سرقتی را در دست داشت، توسط مأموران پلیس بازداشت شد.
بررسی سوابق سارق
پس از انتقال سارق به اداره پلیس، مشخص شد که وی ۲۶ ساله است و هیچگونه سابقه کیفری در پرونده خود نداشته است. متهم که از یکی از شهرهای شرقی به تهران آمده بود، در بازجوییها اقرار کرد که به تازگی وارد باند سرقت شده و هدفش سرقت موبایل بوده تا پس از فروش موبایلهای سرقتی دیه برادرزادهاش را پرداخت کند. متهم همچنین همدست خود را که سارق حرفهای و سابقهداری است به پلیس معرفی کرد. تحقیقات از متهم به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در حالی ادامه دارد که پلیس در تلاش است همدست وی را بازداشت و سرقتهای احتمالی این باند را فاش کند.
گفتوگو با متهم/ دیه ۳ میلیارد تومانی
متهم که فرزاد نام دارد، ادعا میکند که برادرزادهاش چند سال قبل در یکی از شهرها مرتکب قتل شده، اما اولیایدم او را بخشیدهاند و الان باید ۳ میلیارد تومان دیه بدهد و به همین دلیل وارد باند سارقان شده تا به او کمک مالی کند.
فرزاد سابقه داری؟
نه. هیچ سابقهای ندارم، اما الان سابقهدار شدم و آبروی خانوادهام را تباه کردم.
چرا شما که سابقه نداری برای سرقت به تهران آمدی؟
میخواستم نقش قهرمان را بازی کنم. دوست داشتم در بین فامیل و دوستان برای خودم اسم و رسمی پیدا کنم و همه از غیرت و مردانگیام سخن بگویند، اما الان تصور دیگری دارند.
یعنی سرقت غیرت و مردانگی میآورد؟
نه. من میخواستم زندگی برادرزادهام را نجات دهم. او ۳ میلیارد تومان دیه بدهکار است و الان گرفتار شدهاست. من میخواستم با سرقت قسمتی از پول دیه او را فراهم کنم. به همین دلیل تصور میکردم وقتی من به برادرزادهام کمک مالی کنم، همه از غیرت من حرف خواهند زد.
چرا دیه بدهکار است؟
برادرزادهام چند سال قبل عاشق دختر جوانی شد. آنها عاشق و دلباخته هم شدند، اما تصور نمیکردند آخر و عاقبت این عاشقی به قتل ختم میشود. وقتی به خواستگاری رفت برادرهای دختر مورد علاقهاش مخالفت کردند، اما برادرزادهام دست بردار نبود تا اینکه روزی با آنها درگیر شد. دو برادر او را کتک زدند و برادرزادهام با چاقو آنها را زخمی کرد که یکی از آنها فوت کرد. پس از این، قاتل حکم قصاص گرفت، اما با پا درمیانی بزرگان آنها بخشیدند و الان ۳ میلیارد باید دیه بدهد.
چرا برای پرداخت دیه کاری دیگر انجام ندادید؟
خانواده برادرم هر چه داشتند، فروختند و دادند، اما باز هم کم آمد که من تصمیم گرفتم با سرقت این پول را فراهم کنم.
چه شد که سرقت را انتخاب کردی؟
یکی از دوستانم پیشنهاد داد و مرا به یکی از سارقان در تهران معرفی کرد و گفت خیلی راحت و بدون درگیری میتوانم پول زیادی به دست بیاورم. من هم قبول کردم و برای سرقت به تهران آمدم، اما خیلی زود دستگیر شدم.